ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1048
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
مجنون خان پازوكى كرد ساكن قريهء پلشت « 1 » ورامين رى و از چهر زيبا و قد رعنا ، آرايش ايوان كى بود . در ايّام دولت خاقان مغفور ، در اندرون عصمت دستور با كمال جلالت و احترام زندگانى مىنمود . بهره [ اى ] از اولاد به جز يك دختر نداشت و آن را هم از قرارى كه مذكور شده به عقد دايمى ابراهيم خان ناظر ، خلف مرحوم صدر اصفهانى گذاشت . بالجمله ، مادر و دختر هر دو در مرتبهء كمال ، معصومه و عفيفهاند و با كمال قدرت توانايى ، به غايت بردبار و ضعيفه . اميد كه روزبهروز بر مسند زندگانى متمكّن و از حوادث ناگهانى ايمن باشند . بيست و پنجم : بهترين بنتى از بنات امّهات و آباء ، حضرت ننه خانم ، بنت مرضيّهء محمد خان مازندرانى پازوارى بارفروشى كه در اصل خراسانى بوده و همشيرهء محمد مهدى خان المتخلّص به شحنه ، كه سالها در دار العلم شيراز و دار السلطنهء اصفهان متدرّجا شحنگى و سردارى و يوزباشىگرى مىنموده است . اين مستورهء معظّمه در مرحلهء محرميّت در حضرت خاقان مغفرتآيت ، دخلى به نسوان ديگر نداشت و اوقات شبان و روزان خود را پيوسته به انجام خدمات اختصاصى حضرت اعلى مىگماشت . حريف خواب بود و انيس بيدارى . رفيق راحت بود و شفيق بىقرارى . هنگام صحبت حبيب بود ، در وقت علّت طبيب . در غذاهاى حضورى تصرف مىكرد و در البسهء ضرورى كمال تلطّف به عمل مىآورد . تا او حضور نمىداشت ، اوضاع ستّهء ضروريه به هم نمىگذاشت . از معزى اليها دو صبيّه به وجود آمد كه از قرار نگارش دو اميرزادهء عالىشأن ، يعنى دو موسى خان نام ايشان را خواستگارى مىنمودند و هر دو داماد ناكام در عالم بدانى به عالم جاودانى رفته به استراحت غنودند . مستورهء معظّمه را زيارت مكّهء معظّمه به خوشترين وجهى روزى گرديده ، همچنين از زيارت ساير روضات مقدّسه به كمال خرّمى و بهروزى رسيد . بيست و ششم : بهار گل بدن و نگار سيمينتن ، حضرت گل بدن خانم الملقبّه به
--> ( 1 ) . شهر پاكدشت امروزى در شرق تهران